امروز با ژاله اصفهانی : خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

بشکفد بار دگر لاله‌ی رنگین مراد
غنچه‌ی سرخ فرو بسته‌ی دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روز گاری که به سر آمده آغاز شود

روزگار دگری هست و بهاران دگر
کاشکی آینه‌ای بود درون بین که در او
خویش را می‌دیدم
آنچه پنهان بود از آینه‌ها می‌دیدم

می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن

شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز
بی‌خبر از همه خندان باشیم
بی‌غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای، هنرمندی ماست
هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


تماشاخانه


ببینید| پناه بردن مردم کی‌یف به ایستگاه‌های مترو




ببینید| پناه بردن مردم کی‌یف به ایستگاه‌های مترو

logo-vid


ببینید| جشن تولد برای “سیمبا” شیر باغ وحش/ با کیکی از گوشت یخ‌زده


logo-vid
فیلم های دیگر

15 سال پیش در چنین روزی

نظر شما !!