توجه بیش از حد به تاریخ سیاسی مانع دیده‌شدن زنان طبقه فرودست در پژوهش‌های تاریخی است

خبرگزاری کتاب ایران(فرماندهی، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین)- ماهرخ ابراهیم‌پور: موضوع تاریخ‌نگاری زنان یکی از موضوعاتی است که مورد توجه بسیاری از علاقه‌مندان این حوزه است و معمولا کتاب‌هایی که در این رابطه به نگارش درمی‌آیند، مورد توجه قرار می‌گیرند اما با وجود علاقه‌ای که به کتاب‌های این حوزه دیده می‌شود، به تناسب این علاقه کتاب‌های جدید با موضوعات درخوری تالیف نمی‌شود. به نظر می‌آید با وجود موضوعات تاریخی بسیاری که در این حوزه هست اما تاریخ‌نگاران و پژوهشگران به یک دوره خاص چسبیدند و به تکرار مکررات روی آوردند! ضمن این‌که در بیشتر پژوهش‌ها و کتاب‌های چاپ شده نیز شیوه تاریخ‌نگاری نو دیده نمی‌شود؛ برای بررسی چرایی این موضوع و اصولا اهمیت پژوهش‌های تاریخی درباره زنان با دکتر سهیلا ترابی فارسانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه زنان و اقتصادگفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

چرا تالیفات تاریخی زیادی به حضور زنان در دوره مشروطه اختصاص دارد؟
به هر حال مشروطه یک نقطه عطف و یک پیچ مهم تاریخی است و در واقع جریان نوگرایی را در تاریخ تقویت می‌کند و آن تعارض سنت و مدرنیته‌ای است که از دوره ناصرالدین شاه به وجود آمد و در دوره مشروطه به نفع جریان نوگرا تقویت می‌شود. بنابراین تحولات بزرگی رخ می‌دهد یعنی تا قبل از مشروطه همان ساختار سنتی در جامعه وجود داشت؛ به آن شکل که زنان تنها نقش مادری و همسری دارند و البته در این میان زنانی هم هستند که در خانواده‌هایی به دنیا آمدند که از اندک سوادی برخوردار شدند یا دست به شعری داشتند و دیوانی را انتشار دادند. همچنین زنانی که در دربار با مسائل سیاسی سر و کار داشتند یا در بحران‌هایی که در دربار به وجود آمد، حضور داشتند و نقش‌هایی ایفا کردند، اما در دوران مشروطه این تغییر جهت یه سمت نوگرایی امکان حضور طبقه متوسط و فردوست را بیشتر می‌کند و کنشگری طبقات فرادست را افزایش و تحرکات زیادی رخ می‌دهد که البته بنیانش همان گفتمان مدرنی است که مشروطه از آن حمایت می‌کند.

در این دوره علی‌رغم این‌که تلاش‌های زیادی قبل از دوره مشروطه برای شکل‌گیری مدارس نوین دختران شد اما تا زمان مشروطه به چندان موفقیتی دست پیدا نکرد. برای همین به طور جدی نخستین مدارس نوین یک سال بعد از مشروطه ایجاد شد و همچنین روزنامه‌هایی که زنان در آن نقش نخست را داشتند، به چاپ رسید. به نظرم بروز و حضور زنان روزنامه‌نگار اتفاق خیلی فوق‌العاده‌ای بود که تا قبل از آن سابقه نداشت و زنان آوانگارد، زنان‌هایی که پیشرو بودند و امکان رشد در محیط خانواده را به دست آوردند یعنی پدران، برادارن و همسران روشنگری داشتند که برای ارتقا آموزششان به آنها کمک کردند و آنها نیز شروع به انتقال تحول به بدنه جامعه زنان یعنی طبقات متوسط و فرودست کردند، بنابراین با در صدر بودن زنان روزنامه‌ها شکل می‌گیرد و انجمن‌ها تشکیل می‌شود، برای همین حضور مشخص‌تری از زنان در مسائل اجتماعی و فرهنگی می‌بینیم. خب این مسائل جریان‌های بسیار مهمی در تحولاتی بود که ما در سطح وسیع‌تری از زنان جامعه شاهدش بودیم. به همین دلیل اتفاقات مهمی بعد از مشروطه می‌افتد و بیشتر پژوهشگران آن را یک تحول می‌بینند هر چند که ریشه‌ها و رگه‌های آن از قبل مشروطه در تفکرات و فعالان مدنی و اجتماعی وجود داشت ولی به دلیل حمایت گفتمان نو مشروطه از این تحولات آنها امکان بروز بیشتری پیدا کردند و دولت‌ها و پارلمان‌های بعد از مشروطه آنها را مورد حمایت قرار دادند؛ مثلا در مجلس دوم

مصوب شد که مدارس دخترانه مورد حمایت دولت قرار بگیرند، لذا این مدارس گسترده‌تر شدند و به مرور امکانات بیشتری دریافت کردند. هر چند هنوز از آن شکل ایده‌آل آن خیلی فاصله داشت، اما به هر حال شرایط خیلی بهتر از دوران قبل مشروطه بود.

به چه دلیل به زنان در پژوهش‌های تاریخی قبل از مشروطه کمتر پرداخته شده است؟
تصور می‌کنم علت کمتر پرداخته‌شدن به زنان در دوره‌های قبل به این علت بود که تاریخ‌نویسان ما چندان اهمیتی به زنان نداده بودند برای همین خیلی دیده نشدند، به این دلیل زنان در اولویت سخن مورخان و تاریخ‌نگاران نبودند، زیرا آنها زنان را جزو رمه‌ها و خیل کسانی می‌دیدند که ارزش گفتن نداشتند یا چیزی برای گفتن درباره آنها نبود. در دوران قبل مشروطه بیشتر پژوهش‌ها در حوزه زنان دربار قرار می‌گیرد، شاید چون اطلاعات بیشتری از آنها در دسترس بود یا مورخان گاهی به آنها اشاراتی دارند یا نویسندگان خارجی صحبت‌هایی از آنها کردند که این امکان فراهم می‌شود درباره آنها صحبت شود. به نظرم یک نوع ایستایی در قبل از دوران مشروطه وجود دارد هر چند اندک کارهایی درباره زنان شاعر، زنان دربار و نقششان در فعالیت‌های سیاسی دیده می‌شود، اما به گمان من به دلیل این‌که زنان جامعه را در برنمی‌گیرد و فقط خواص در آن دوره هستند خیلی بازتاب زیادی پیدا نمی‌کند، هر چند به زنان تاثیرگذار سیاسی در دربارها در دوره‌های قبل مشروطه هم توجه شده اما به دلیل همه‌گیری که در دوران پس از مشروطه با آن روبه‌رو هستیم نسبت به قبل از آن هم مطلب کمتری وجود دارد و هم کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. 
 
در دسترس بودن منابع چه تاثیری درباره پژوهش‌های تاریخی با موضوع زنان دارد؟

نظر شما !!