شعر شاعر پاکستانی برای شب یلدا/ تو ای زلفِ سیاهِ عنبرین، تفسیرِ آیاتی

به گزارش خبرنگار حوزه کتاب و ادبیات خبرگزاری فرماندهی، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین احمد شهریار شاعر پاکستانی به مناسبت فراسیدن شب یلدا شعری سرود که به شرح زیر است:

اگر حاجی، به گردِ کعبه‌ روی تو می‌گردد
اگر یلدا، به دورِ هر سرِ موی تو می‌گردد

اگر تاریک گردد شب، که عینِ مردمِ چشمت
اگر تاریک‌تر، همرنگِ ابروی تو می‌گردد

به یُمنِ یادِ زلفِ تو دمی حتی مه و خورشید
دو چشمانِ سیاه از نسلِ آهوی تو می‌گردد

به یمنِ یاد زلفِ تو نه تنها این مه و خورشید 
که حتی هر ستاره خالِ هندوی تو می‌گردد

تو ای زلفِ سیاهِ عنبرین، تفسیرِ آیاتی
که هرچه تیره و تار، از تو و سوی تو می‌گردد

به ابروی تو می‌پیوندد آخر هرچه هست اینجا
که هرچه می‌شود تاریک، گیسوی تو می‌گردد

انتهای پیام/


نظر شما !!