مادرانی که بعد از شنیدن خبر شهادت فرزندشان، شیرینی پخش کردند!

پایگاه خبری فرماندهی، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین، بزرگترین و به روز ترین پایگاه خبری مبتنی بر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و یادگیری ماشین ـ گروه حماسه و مقاومت: برایشان سخت بود که جگرگوشه‌هایشان را راهی جبهه کنند. جبهه‌ای که می‌دانستند از زمین و آسمانش آتش می‌بارد، اما این مادران از حضرت ام البنین (س) که در بین زمینی‌ها و آسمانی‌ها به بانوی ادب شهرت یافته، ادب در محضر ولی زمان را یاد گرفته بودند و برای رضای خدا راضی می‌شدند و نمی‌گذاشتند ولیِ زمان تنها بماند. این مادران، دلبندشان را از زیر قرآن رد می‌کردند و با ریختن کاسه‌ آبی پشت سرشان چشم به راه می‌دوختند تا عزیزشان را باری دیگر ببیند. گاهی دلشان می‌لرزید که مبادا این آخرین دیدار باشد، اما پای رفتن را از فرزندشان نمی‌گرفتند.


همسر و مادر شهیدان سجادیان

مادر چهار شهید: هرگز نگفتم دیگر جبهه نروید

برخی از مادران همه فرزندانشان را راهی جبهه می‌کردند. مثل «حلیمه خاتون خانیان» مادر شهیدان سیدکریم، سیدکاظم، سیدداود و سیدقاسم سجادیان که چهار فرزندش را راهی جبهه کرد. این بانو عاشق فرزندان و همسر شهیدش بود، اما آن‌‌ها را بدرقه می‌کرد تا بروند و دین خدا را یاری کنند. حلیمه خاتون می‌گفت: «من هرگز نگفتم دیگر جبهه نروید. می‌آمدند و خداحافظی می‌کردند و می‌رفتند و تمام.» این گونه می‌شود که این بانو ۵ شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرد.

مادر شهید نخبه: بعد از شهادت فرزندم، سفید پوشیدم

در سالروز وفات حضرت ام‌البنین (س) یاد می‌کنیم از مادر شهید علیرضا خان‌بابایی. این مادر، فرزندی شجاع و نخبه تربیت کرده بود. علیرضا دانشجوی دانشگاه امام صادق(ع) بود. هم درس می‌خواند و هم جبهه می‌رفت. علیرضا نیروی گردان تخریب لشکر ویژه پاسداران بود که در مردادماه سال ۱۳۶۶ در عملیات نصر ۷ به شهادت رسید. روزی که این مادر می‌خواست با پیکر فرزند شهیدش وداع کند، لباس سفید بر تن کرد و سر و صورت عزیزش را با گلاب شست. این مادر صبورانه ایستاد و فرزندش را تا قطعه ۲۶ بهشت زهرا(س) بدرقه کرد. (اینجا بخوانید)


مادر شهیدان سیداسحاق و سیدمحمد موسوی

مادر ۲ شهید: بعد از شهادت سیداسحاق شیرینی پخش کردیم

دل بزرگی می‌خواهد که چهار فرزند را راهی سوریه کنی تا از حرم حضرت زینب (س) دفاع کنند و ریشه تکفیری‌ها را بخشکانند. مادر شهیدان «سیداسحاق و سیدمحمد موسوی» این کار را کرد. این مادر شهید، چهار فرزندش را راهی سوریه کرد که ۲ فرزندش جانباز و ۲ فرزندش شهید شدند. بی‌بی‌موسوی می‌گفت: روزی که سیداسحاق را برای رفتن به سوریه بدرقه می‌کردم، گفت: مامان راضی نیستم بعد از شهادتم گریه کنی. به او گفتم: مگر می‌شود گریه نکنم؟ سیداسحاق گفت: با شنیدن خبر شهادتم جشن بگیرید؛ چون من به آرزویم رسیده‌ام! تا چند روز بعد از شنیدن خبر شهادت پسرم، شیرینی و شربت پخش کردیم. من حتی وقتی که خبر شهادت سیداسحاق را شنیدم، سجده شکر بجا آوردم که پسرم به آرزویش رسیده است. (اینجا بخوانید)


مادر شهید محمدحسین گیتی‌نما

تنها پسرم و عزیزتر از جانم

در بین مادران شهدا، مادر شهیدی داریم که سه دختر داشت و یک پسر. محمدحسین تنها پسر خانواده و قهرمان تکواندو بود. روزی که محمدحسین می‌خواست به جبهه برود، مادر، راضی به رفتن نشد و با او قهر کرد، اما محمدحسین می‌خواست برود. تک‌پسر بود و عزیزِ مادر. جان مادر به جانش بسته بود. بالاخره مادر در روز اعزام راضی شد. مادر محمدحسینش را از زیر قرآن رد کرد  و به تنها پسرش گفت: تو را به این قرآن قسم می‌دهم که نروی جلو. محمدحسین در جواب مادر گفت: من به خاطر همین قرآن است که دارم می‌روم. خبر شهادت شهید «محمدحسین گیتی‌نما» در عملیات خیبر به مادر داده شد، اما مادری که دلبسته تنها پسرش بود، ۱۳ سال صبر کرد تا پیکر فرزندش را در آغوش بگیرد.


مادر شهیدان صابری

همه پسرانش شهید شدند

مادر شهیدی داریم که ۳ پسر داشت و همه پسرانش شهید شدند. شهیدان حسن، عباس و حسین صابری. این مادر با خون‌دل فرزندانش را بزرگ کرد. او از همه فرزندانش روایت‌هایی دارد. او درباره فرزندش عباس گفت: قبل از به دنیا آمدن عباس، در خواب اسم او به من الهام شد و نام او را عباس گذاشتم. وقتی عباس، سن کمی داشت، دچار بیماری سختی شد و با توسل به حضرت عباس (ع) فرزندم شفا گرفت. حسن در دوران جنگ به شهادت رسید. عباس و حسین هم در تفحص شهدا به شهادت ‌رسیدند.


مادر شهیدان علی‌اکبر و مهدی نظری

مادری که با انتظار آمدن فرزند شهیدش از دنیا رفت

یاد می‌کنیم از مادر شهیدان «علی‌اکبر و مهدی نظری». مادری که همیشه منتظر آمدن علی‌اکبرش بود. هر وقت با او تماس می‌گرفتیم، می‌گفت: خیلی دوست دارم یک خبری و حتی یک تار مویی از علی‌اکبر برایم بیاورند. این مادر تحمل نداشت که به او بگویند علی‌اکبرش دیگر نمی‌آید. آخرین عکس از علی‌اکبر را در جمع اسرا پیدا کرده بود و همیشه جلوی چشمش بود و با عکس درد دل می‌کرد. این مادر، ۱۸ فروردین ماه سال ۹۷ برای همیشه چشم‌هایش منتظرش را بست.


مادر شهید مسلم فراهانی

۳ بار سجده شکر برای شهادت پسرش

مادر شهید مسلم فراهانی، مادری که بعد از شهادت فرزندش هر سال بر سر مزار پسرش جشن تولد می‌گیرد. این مادر گفت: مسلم می‌خواست به جبهه برود، اما من راضی نمی‌شدم. او برای رضایت گرفتن، مرا پیش جانباز قطع نخاعی برد  و از او خواست تا با من صحبت کرده و مرا راضی به رفتن مسلم کند. پسرم به جبهه رفت و در پنجم تیرماه سال ۱۳۶۱ شهید شد. او وصیت کرده بود وقتی خبر شهادتم را شنیدی سجده کن، چون من به آرزویم رسیده‌ام. من هم بعد از شهادت مسلم، سه بار سجده شکر به جا آوردم.

این گزارش ذره‌ای از دنیای پر از گذشت و ایثار مادران شهدا را یادآوری کرده است. مادرانی که هیچ وقت از دیدن و بوییدن فرزندانشان سیر نشدند. مادرانی که داغ فرزندشان بر دلشان ماند، اما برای همیشه داغ پیروزی دشمنان انقلاب اسلامی را بر دلشان گذاشتند.

انتهای پیام/