کتاب «نگاهی به مکاتب فقهی شیعه» منتشر شد

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نگاهی به مکاتب فقهی شیعه» اثر محمدحسن ربانی به تازگی توسط مؤسسه بوستان کتاب در ۴۰۸ صفحه منتشر و راهی بازار نشر شده است.

مکتب فقهی مجموعه‌ای از آرا و نظریات یک فقیه و در برگیرنده مجموعه ای از تجربه ها و دانش او است که سه ویژگی عمده «آرا و نظریات خاص فقهی اصولی (که مبتنی بر تحقیقات و پژوهش های گسترده آن فقیه است)» «تحول در فقه با ارائه نگاشته ها و گونه های جدید از تحقیقات فقه و اصول» و «مطرح شدن آراء و نظریات او به طور گسترده نزد دیگران»؛ این ویژگی ها سبب می‌شود مکتبی فقهی پدیدار شود و آن فقیه، صاحب مکتب شناخته گردد.

نویسنده در مقدمه این اثر آورده است:

در این کتاب ذیل عنوان مکتب های فقهی و فقیهان معروف و مشهور، کوتاه در حدّ آشنایی با ترجمه و زندگینامه فقها، شاگردان کتاب‌ها در حوزه درسی و پاره‌ای از خصوصیات آنان و مکتب فقهی ایشان سخن گفته ایم.

مراد از مکتب فقهی، مجموعه‌ای از آرا و نظریات یک فقیه در برگیرنده مجموعه از تجربه و دانش او است و ویژگی هایی دارد که وجود آنها باعث شده آن را «مکتب» بنامیم، زیرا این ویژگی ها سبب می‌شود مکتب فقهی، مطرح و آن فقیه، صاحب مکتب شناخته شود.

کتاب پیش رو در ۱۲ فصل تهیه و تدوین شده که فصل اول با عنوان «فقه در آغاز عصر غیبت» منتشر شده است؛ در این فصل پس از اشاره به رشد سر در عصر ائمه (ع) و برشمردن فقهای اصحاب ائمه (ع)، به دوره غیبت اشاره می شود که با آغاز دوره غیبت صغری دانشمندانی بزرگ در شیعه ظهور کردند که با بررسی حالات و آثارشان می‌توان دریافت که فقیهان این دوره در دو مکتب محدثان و مکتب اصولیان جای می‌گرفته اند.

فصل دوم به مکتب شیخ مفید پرداخته است که پس از بیان ویژگی‌ها و امتیازهای مکتب شیخ مفید، برخی از تألیفات وی ذکر شده است و در ادامه به پیروان مکتب شیخ مفید از جمله سید مرتضی علم الهدی و شیخ طوسی می پردازد و در ادامه تأثیر فتاوای شیخ و فقهای پس از او بیان می گردد.

نویسنده در سومین فصل از این کتاب، پس از معرفی مکتب حله، به بیان توضیحاتی در خصوص محقق حلی می‌پردازد و در ادامه فضای علمی حله را تشریح می‌کند و روش حدیثی – رجالی این عالم (مکتب وثوق سندی) تبیین می شود و در بخش دوم از این فصل به مکتب علامه حلی اشاره شده و امتیازهای این علامه، تالیفات و نوآوری های وی در علوم اسلامی تشریح می شود.

در فصل چهارم این اثر که به مکتب جبل عامل اختصاص یافته، مکتب شهید اول، شهید ثانی و محقق کِرکی تبیین شده است.

فصل پنجم به مکتب محقق اردبیلی می‌پردازند؛ در این فصل، ویژگی های این مکتب بیان شده و در ادامه پیروان مکتب اردبیلی اعم از سید محمد عاملی، محمدباقر سبزواری و شیخ حسن عاملی، و خوانساری بیان شده اند.

در فصل بعد، مکتب علامه وحید بهبهانی مورد بحث و بررسی قرار گرفته که در ابتدا پس از بیان حرکت‌های علمی وی، حرکت اخباری گری و مبارزه وحید بهبهانی با آن تشریح شده و در ادامه ویژگی های مکتب فقهی – اصولی این عالم تبیین گردیده و در پایان به شاگردان وی اشاره شده که از جمله آنها می‌توان به ابوالقاسم قمی، سید علی طباطبایی، شیخ جعفر کاشف الغطا و فاضل نراقی اشاره کرد.
فصل هفتم به مکتب فیض کاشانی پرداخته و پس از بیان تالیفات وی، فتاوای متفرد این عالم بیان شده است

نویسنده در فصل هشتم به معرفی مکتب صاحب جواهر می پردازند؛ در این فصل، ابتدا انواع سبک فقهی اعم از فقه جواهری، فقه گویا و فقه پویا را تشریح می کند و سپس ویژگی های جواهر الکلام (از جمله توجه به شهرت، توجه به فتوای فقهای اهل سنت، فهم روایات، جامعیت و منابع کتاب جواهر الکلام، احاطه گسترده بر فقه، توجه به شهرت فتوایی، و ممنوعیت اجتهاد در مقابل نص می پردازد.

فصل نهم کتاب «نگاهی به مکاتب فقهی شیعه» در خصوص مکتب شیخ انصاری است که در ابتدا پس از اشاره به شاگردان این عالم، تالیفات وی و ویژگی های مکتب مذکور اعم از نوآوری در علم اصول پیرایش علم اصول از مباحث نامرتبط، نقد مبانی اندیشه اخباریان، استخراج آرای اصولی از فقه را بیان می کند و سپس شیوه نگارش مکاسب بررسی شده و در ادامه به وضعیت فقه در دوره پس از شیخ و پیروان شیخ انصاری اشاره دارد.

نویسنده در فصل بعدی به مکتب آیت الله بروجردی می پردازد که در ابتدا پس از معرفی برخی از شاگردان این عالم، ویژگی های مکتب فقهی وی (از جمله توجه به فقه اهل سنت، پرهیز از تفرد در فتوا، توجه به شهرت قدما و توجه به سیر تطور مسئله فقهی) و نگرش‌های حدیثی و رجالی ایشان تبیین شده است.

در فصل یازدهم، مکتب امام خمینی تشریح می شود که در ابتدای این فصل، ویژگی های مکتب امام راحل (ولایت فقیه، توجه به فقه مستحدث، نقش زمان و مکان و تغییر و تحول موضوع، دخالت مسائل سیاسی و حکومتی در فقه، و توجه به مقاصد شریعت)، شیوه رجالی امام خمینی، برخی فتاوای نادر ایشان تشریح گردیده است.

در دوازدهمین و آخرین فصل از کتاب «نگاهی به مکاتب فقهی شیعه» مکتب آیت الله خویی پرداخته شده است که در این فصل، پس از معرفی شاگردان وی، روش های رجالی، فقهی، فقه الحدیثی و اصولی این عالم تبیین و تشریح شده است.

در ادامه بخشی از کتاب که مربوط به بخش دخالت مسائل سیاسی و حکومتی در فقه (از ویژگی‌های مکتب امام خمینی) است را می‌خوانید؛

امام خمینی (ره) به رهبری انقلاب اسلامی ایران تحولی عظیم در کشور، بلکه جهان پدید آورد و همین امر باعث شد فقه نیز با شرایط جدیدی روبه‌رو شود. مسائلی در فقه مطرح گشت که تا آن روز در فقه از آنها خبری نبود. او با حالات روحی منحصر به فرد خود، و عرفان مخصوص توانست ایران را زیر و رو کند. امام خمینی (ره) در مدخل رساله «الاجتهاد» تعمیر کوتاه ولی پر معنا دارد. او مدعی است اجتهاد ثقیه باید دو گونه باشد، یعنی یک فقیه اجتهادی صغروی داشته باشند. در مورد هر مسئله تفکر کرده، آرای فقها و روایات را در آن موضوع بررسی کند، پس از آن به جمع آوری و فتوا بپردازد، اما لازم است فقیه اجتهاد دومی هم داشته باشد که اجتهاد کبروی است؛ یعنی باید در هر مسئله اجتهاد کرد، سپس فقه را از برون نگریست و پس از مقایسه مسائل فقهی در کل فقه یک اجتهاد نو در آن داشته باشیم.

نظر شما !!