جهان را “ثار” ی است

جهان را “ثار” ی است

ثار در فرهنگ قبيله اي عرب، روح آزرده كشته اي از قبيله( و گاه روح خود قبيله) بود كه بخاطر خوني كه از او ريخته بودند و از ظلمي كه به ناحق بر او رفته بود، ناآرام و شيون كنان سايه سنگين خود را بر قبيله مي انداخت و تاوان يا انتقام خون خود را مي خواست، اينكه روح قبيله براي خون يك تن از قبيله آزرده بود و آن را خون خود مي دانست هم پيوستگي ابدان و ارواح زندگي قبيله اي را نشان مي داد، به اين روح آزرده كه از ظلم رفته شكوه مي كرد و خون بها مي خواست:” ثار” مي گفتند تا جاييكه ” ثار” معادل” خون خواه” شد چنانكه در المنجد معادل همين معناست و ابن اثير نيز در ” النهايه” چنين مي گويد.در جهان معنايي شيعيان،” ثارالله ” ناميدن حسين بن علي نيز بدان معناست كه خونخواه او ” خداوند” است. امروز، روز دهم محرم بود. عاشورا بود. معناي اسطوره اي ثار را هم اگر براي جانِ جهانِ ايراني عاريه بگيريم و به حقي كه از او گرفتند و به خوني كه از او ريختند شايد بتوان چنين گفت كه اگر قرار باشد آناني كه امروز از سر صدق يا از سر عادت و يا ريا و هرچيز ديگري عزادار بودند، يك چيز از امروز فهميده باشند، كافي است به ” ثار” بيانديشند و اينكه بر فراز هر حق پايمال شده و هر خون ريخته اي ” ثاري” هست كه بي اعتنا به غوغا و هياهو ، منقطع و علي الدوام به خون خواهي نشسته است، مهم نيست كه خون ريخته شده را مفتيان كوفه يا سُبحه گردانان شام ، مباح بدانند و واعظان مساجد پرطمطراق شام از ،”حرامي” سخن بگويند و عليه آنان خطبه بخوانند، جهان را” ثار” ي است كه چنان حديث ظلم رفته را به عالم سمر و بهاي خون ريخته را طلب مي كند كه هيچ ” حرامي” كه اينگونه” حرامي” اش خوانده اند، ” حرامي” نمانده و هيچ كس ولو در رداي طيلسان و تقدس از ” ثار”ي كه به خونخواهي نشسته، نگريخته است كه اگر مي شد گريخت، امروز ” حسين” را به حكم مفتيان كوفه و واعظان شام همچنان ملامت مي كرديم و قضاوت يزيد را از آنچه گذشت، معيار مي گرفتيم. اما جهان را و خون را ” ثار”ي است ، همين به باور ها بنشيند، كافي است.

 

میم قاف سورگون